تبليغاتX
بي تو هرگز با تو عمري(8/8/88)
آهای سوداگر لحظه ها

شبانه چشمانت را پچ پچ می کنم

یک دقیقه مانده به اذان انتظار کلافه می شوم

سراغت را از باد می گیرم وسلامت را از رنگین کمان حسرت

چه آهسته ، آهسته گام می زنی روی ثانیه های من...

و باد چه مهربان است با شیطنت پلک هایم، می بینی؟

اما دفعه ی بعد که به دنیا بیایم گریه نخواهم کرد ، می دانم.

آسمان ، امشب پر از ستاره است و من با چه سرعتی دارم می گذرم...

دنیا مال شب شکنان است؛ من این را فهمیده ام.

با دو چشم مبهوت و بی رمق به یک رؤیا خیره می شوند

و پیکر خنکشان را می سپارند به عصیان یک شعر...

دنیا... ا... این دنیا... مال شب شکنان است...

چیزی بر من می تابد ، بر خانه و گیاه و سنگ ، بر تاول و طاعون و جذام

چیزی تنم را لمس می کند؛

وجودی صمیمی و بی تاب همچون مرگ... مرگ عزیز...

شهر که خواب است ، غبار نقره می چکد روی قدم های تو

شهر که خواب است ، اشک هایم تکه تکه به

دامن آسمان می افتد و باد می بردشان به راه کهکشان...

چه آهسته آهسته گام بر می داری

عبور می کنی و خسته ترین شعر مرا می سازی

در تو یخ و آتش به اعتدال می رسد و من

حس پیکر تو را با خود تکرار می کنم تا... تا... تا هزار سال دیگر...

خاطراتت را محکم چنگ زده ام و حالا چیزی در درونم دارد می میرد...

ندانستی ، عشق من ، ندانستی؛ آن که از همه خسته تر بود

آن که هرگز به چشم نمی آمد ، من بودم...

حالا مردم وقول دادم دیگه گریه نکنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 23:36
  به قلم: يه غريبه  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

روزای خیلی طلایی یادته

روز ترس از جدایی یادته

عکسمون توقاب عکسو یادته

بله بدون مکث و یادته

دستمون تو دست هم بود یادته

غصه هامون کم کم بود یادته

چشم نازت مال من بود یادته

دیدن من غدقن بود یادته

روزگار قهروآشتی یادته

هیچ کسوجز من نداشتی

رویاهای آسمونی یادته

قول دادی پیشم بمونی یادته

روزای بی غم وغصه یادته

ببینم اول قصه یادته

دست گرمت تو زمستون یادته

شونه من زیر بارون یادته

واسه خنده اجازه یادته

اونا که میگفتی رازه یادته

گل سرخارونچیدیم یادته

یه روزی همو ندیدیم یادته

شرطامون سرصداقت یادته

تو مجازات خیانت یادته

پنهونی سرقرارایادته

تاخیرات توی بهارا یادته

گوش ندادیم به نصحیت یادته

گشتنت دنبال فرصت یادته

دستاتو میخوام بگیرم یادته

راستی تو بی تو میمیرم یادته

چیزی خواستیم از خدامون یادته

مستجاب نشد دعامون یادته

چشممون زدن حسودا یادته

چشامون شد مثل رودا یادته

گفتی ما باید جداشیم یادته

گفتی باید بی وفا شیم یادته

یه دفعه ازم بریدی یادته

خط رو اسم من کشیدی یادته

گفتی عشق توهوس بود یادته

گفتی خوب بود ولی بس بود یادته

حلقه من دست تو دیدم یادته

کلی سرزنش  شنیدم یادته

چشم من به چشمت افتادت یادته

کاری که دست دلم داد یادته

 

 

 

نه هیچ کدومو یادت نیست

 

 اگربود...............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:0
  به قلم: يه غريبه  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
////////////////////////////////////////

Bahar-20

كد پرواز پرندگان

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان