کاش گریه های من میتوانست غبار فاصله رو از دل تو بردارد.......
کاش اشک ریختن شب تاصبح را میتوانستی بفهمی .......
کاش میدانستی موی سفید یعنی چی .......
دلم میخواهد روزها بازگردد شب ها تکرار شوند
نگاه نگرانم بر روی صفحه گوشیم انتظارت را بکشند
بادیدن نامت برق چشمانم شادی را به لبانم بدهند
و درمیان حرف ها گم شویم
دلم میخواهد لذت آشتی های پس از قهر را باز لمس کنم
دلم میخواهد صبح تا شب کل کل ماندن و رفتن داشته باشیم
کاش عقربه ی زمان را میشد عقب کشید
میدانم که نه زمان به عقب میرود و نه دیگر تو باز می آیی ......
ولی چرا ؟؟؟؟؟
شاید ستاره ای دیگر آسمان دلت را تسخیر کرده است ؟؟؟
چرا دیگر نمی آیی ......
دلم تنگ است
تنگ..... تنگ..... تنگ.....
دلم برای کسی تنگ است که حتی لحظه ای در اندیشه من نیست.....
کاش قاصدی خبرآمدنت را میداد.......
با تمام سردیت
با تمام دل شکستنت
با تمام نامهربانیت
با تمام هرآنچه گفتی
هنوز به رسم دوران پروانگیمان
منتظرآمدنت هستم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برانم
که تارمویی ز تو به عالمی نفروشم

کاش به جای تمام ستاره ها مرا به اندازه یک ستاره ولی واقعی دوست
داشتی ......


آمار وبلاگ
تعداد بازديدهای اين وبلاگ: